اپلفرهنگ انتشارات معین(اِ پُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر می کنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانه ها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان روی
اپلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهقطعهپارچهای پُرشده از ابر یا پنبه که برای خوشحالت نشان دادن شانهها، از زیر به سرشانههای لباس وصل میشود.
کاپللغتنامه دهخداکاپل . [ پ ِ ] (اِخ ) حاکم نشین ناحیه ٔ «اِن » بخش «وِروَن ». سکنه ٔ آن 2126 تن است .
کاپلولغتنامه دهخداکاپلو. [ پ ِ ل ل ُ ] (اِخ ) (بیناکا) بانوئی از اهل ونیز. وی هوشیار ولی لاابالی بودو با تحریکات خویش زوجه ٔ «فرانسوا دومدیسی » گردید. (حدود 1542 - 1587 م .).
چاپلوسفرهنگ مترادف و متضادچربزبان، خوشامدگو، زبانبهمزد، سالوس، ظاهرنما، کاسهلیس، متملق، مداهن، مداهنهگر، خایهمال، متصلف، کرنشگر، مجیزگو