اندرانلغتنامه دهخدااندران . [ اَ دَ ] (اِ) صمغ درختی است که صمغ طرتوث (ظ: طرثوث ) گویند در عربی اشق و اشج گویند. مفتح سده ٔ جگر و دافع سنگ مثانه و صلابت طحال و به وجع مفاصل و عرق
اندرانداختنلغتنامه دهخدااندرانداختن . [ اَ دَ اَ ت َ ] (مص مرکب ) فروانداختن . به پایین پرت کردن . به زیر انداختن : اگرهمچنان پیل نر به ما رسیدی ناچار پیل ما را بزدی و بزرگ خللی بودی .
اندرانیلغتنامه دهخدااندرانی . [ اَ دَ ] (ع ص ) جراب اندرانی ، انبان سطبر. (منتهی الارب ). انبان ستبر. (ناظم الاطباء). || ملح اندرانی ، نمک شفاف سفید مانند بلور. نمک ترکی . (یادداشت