اندلاعلغتنامه دهخدااندلاع . [ اِ دِ ] (ع مص ) کلان شدن و بیرون آمدن و فروهشته گردیدن شکم . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). شکم پیش آمدن . (تاج
ادلاعلغتنامه دهخداادلاع . [اِ ] (ع مص ) ادلاع لسان ؛ زبان از دهن بیرون آوردن . زفان از دهان بیرون کردن . (تاج المصادر بیهقی ). زبان از دهن بیرون کردن و افکندن . (زوزنی ). بیرون ک
ازدلاعلغتنامه دهخداازدلاع . [ اِ دِ ] (ع مص ) ربودن بحیله . (منتهی الارب ). || ازدلاع حق ؛ پاره ای از حق خود را جدا کردن . (منتهی الارب ).
انخلاعلغتنامه دهخداانخلاع . [ اِ خ ِ ] (ع مص ) برکنده شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || از جای بیامدن کتف . (تاج المصادر بیهقی ). در رفتن عضوی از جای خود. (از
انداعلغتنامه دهخداانداع . [ اِ ] (ع مص ) پیروی خوی ناکسان کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پیروی کردن از اخلاق افراد پست . (از اقرب الموارد). و رجوع به ندع شود.