انترسانلغتنامه دهخداانترسان . [ اَ ت ِ رِ ] (فرانسوی ، ص ) جالب . جالب توجه . شایان دقت . جاذب . (از فرهنگ فرانسه - فارسی سعید نفیسی ).
کاترسانلغتنامه دهخداکاترسان . [ رِ ] (اِخ ) نوعی از سنا (سنای چهارصد نفره ) مؤَسَّس در آتن ، توسط «سولون » که بجای آن «کلیستن » مجالس پانصد نفره را برقرار کرد.
زیمادۀ استخوانرسانosteoconductive biomaterialواژههای مصوب فرهنگستانمادهای که میتواند در بدن به استخوان تبدیل شود