ژن خانهدارhousekeeping gene, HK, reference geneواژههای مصوب فرهنگستانهر ژنی که بهصورت سازنده در یاختۀ فعال معینی بیان میشود و بیان آن برای فعالیت طبیعی یاخته ضروری است متـ . ژن نهادی constitutive gene
انگاریلغتنامه دهخداانگاری . [ اَ / اِ ] (ق ) انگار. گویی : انگاری باران می آید. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به انگار شود.
انگاریدنلغتنامه دهخداانگاریدن . [ اَ / اِ دَ ] (مص ) تصور کردن و پنداشتن و گمان بردن . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اندیشه بردن . (ناظم الاطباء) : عاشقی خواهی که تا پایان
انگاریدهلغتنامه دهخداانگاریده . [ اَ / اِ دَ / دِ ] (ن مف ) تصورشده . پنداشته . و رجوع به انگاریدن و انگاردن و انگار و انگارده و انگاشتن شود.