تصادف و فرارhit and runواژههای مصوب فرهنگستانعدم توقف رانندهای که باعث تصادف شده و بدون اطلاع دادن به پلیس یا مالک خودروِ صدمهدیده، صحنۀ تصادف را ترک کرده است
تصادف و گریزhit and run/hit-and-runواژههای مصوب فرهنگستانترک صحنة تصادف توسط راننده بدون اطلاع دادن به رانندة خودرو صدمهدیده یا پلیس
ورود بزنـ بروhit and run entryواژههای مصوب فرهنگستانورود به بازار با انتظار کسب سود فوری و احتمال فراوان خروج از بازار پس از کسب سود که تنها زمانی اتقاق میافتد که واردشونده هزینههای بازگشتناپذیر نداشته باشد
تکورودhitواژههای مصوب فرهنگستانهریک از درخواستهایی که باید مرورگر وب انجام دهد تا رایانۀ سرویسدهندۀ وب یکایک بخشهای صفحۀ مورد نظر را ارائه کند
ضربهhitواژههای مصوب فرهنگستانبرخورد نوک یا بغل تیغة شمشیر به هدف برای کسب امتیاز که در هر یک از مواد شمشیربازی باید با فشاری تعیینشده وارد شود
واهفلغتنامه دهخداواهف . [ هَِ ] (ع ص ، اِ) خادم کلیسا و مجاور آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خادم کلیسا و قیم آن . (ناظم الاطباء). خادم کلیسا. (السامی ). || خادم خانه . (دهار)
الله بختیدیکشنری فارسی به انگلیسیaleatory, casual, devil-may-care, erratic, fluky, haphazard, hit-or-miss, random, spot, tossup, touch-and-go