گرهپیچ بَندینَکsheet bend, swab hitch, becket bend, single bend, single Hiliard bend, becket knot, weaver’s knot, becket hitch, weaver’s hitchواژههای مصوب فرهنگستانگرهی برای بستن سریع و محکم سر یک طناب به حلقه یا چشمی طناب دیگر با ضخامت متفاوت
اهمهلغتنامه دهخدااهمه . [ اَ هََ م َ / م ِ ] (ص ) پاره شده و ناقص . (برهان ) (هفت قلزم ) (مؤید الفضلا). لغت دساتیری است که از ترکیب «ا» و «همه » ساخته اند. (حاشیه ٔ برهان چ معی
واهمهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] ترس و بیم.۲. اندیشه؛ گمان؛ خیال.۳. قوۀ وهمیه که بهواسطۀ آن چیزهای دیده و نادیده و راست و دروغ به تصور انسان درمیآید.