177 مدخل
هی، عجله کردن، شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن
به طور هذیان
ساختار داده سلسله مراتبی
hierodule
بطور هنجاری
هیراکیوم ونوسوم
hie, hurry
hierogrammatic
hieracian
hierodeacon