hidesدیکشنری انگلیسی به فارسیپنهان می شود، پوست، چرم، پوست خام گاو وگوسفند وغیره، مخفی کردن، پنهان کردن، نهفتن، پنهان شدن، مخفی نگاه داشتن، پوشیدن، پوست کندن، ابشتن، خود را پنهان ساختن
hiresدیکشنری انگلیسی به فارسیاستخدام می کند، کرایه، اجاره، مزد، اجرت، پرداخت، کرایه دادن، استخدام کردن، اجیر کردن، کرایه کردن
hideدیکشنری انگلیسی به فارسیپنهان شدن، پوست، چرم، پوست خام گاو وگوسفند وغیره، مخفی کردن، پنهان کردن، نهفتن، مخفی نگاه داشتن، پوشیدن، پوست کندن، ابشتن، خود را پنهان ساختن
اهیسلغتنامه دهخدااهیس . [ اَهَْ ی َ ] (ع ص ) مرد دلیر. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بی باک . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). || شتر دلیر که بچیزی نترسد و منقبض نگردد