ابتذاللغتنامه دهخداابتذال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) صرف چیزی را بسیار. بادروزه داشتن جامه یعنی جامه برای کار پوشیدن . دائم بکار داشتن جامه و جز آن . ناپاک و زبون داشتن جامه . || درباخت
ابتذالفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازه ای که از ارزش آن بکاهد. 2 - (اِمص .) بی ارزشی ، پستی .
ابتذالفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دائم به کار بردن و کهنه کردن چیزی؛ کهنگی.۲. خوار کردن؛ بیقدری؛ پستی.
اعتذاللغتنامه دهخدااعتذال .[ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر جاده راه رفتن . (منتهی الارب ). بر جاده رفتن . (ناظم الاطباء). || میانه روی کردن . || دیگر باره تیر انداختن . || نکوهش پذیرفتن . (
ابتزاللغتنامه دهخداابتزال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکافتن . شق شدن . شکافته شدن . || شکفتن (در غنچه ). || سوراخ شدن .