اثفارلغتنامه دهخدااثفار. [ اِ ] (ع مص ) پاردم بر ستور کردن . (زوزنی ). پاردم ساختن برای . پاردم بستن به . پاردُم بر چاروا کردن . || اثفار عنز؛ نزدیک بزادن رسیدن او. || اثفرته بیع
اثفانلغتنامه دهخدااثفان . [ اِ] (ع مص ) پینه افکندن کار بر دست و جز آن . درشت کردن کار دست را. (تاج المصادر بیهقی ). پینه بستن دست .