اثنیلغتنامه دهخدااثنی . [ اِ نی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اثنان و اثناعشر در صورتی که عَلم باشد. (منتهی الارب ).
اثنینلغتنامه دهخدااثنین . [ اِ ن َ ] (ع عدد، ص ، اِ) (در حالت نصب و جرّ) دو. || دو مرد. || دوشنبه .- ثانی اثنین ؛ دومین از دو تن . تالی تلو : ثانی اثنین اذ هما فی الغار اوست .عط
اثنینیتلغتنامه دهخدااثنینیت . [ اِ ن َ نی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) دوگانگی .- قائلین به اثنینیت ؛ ثنویّین .|| مؤلف کشاف اصطلاحات آرد: بودن طبیعت است که دارنده ٔ دو وحدت باشد و م