خلنگزارheath, heathlandواژههای مصوب فرهنگستان1. پوشش گیاهی اراضی پست با خاک فقیر و اسیدی ماسهای یا شنی که گیاه غالب آن خلنگ است 2. سطح باز و کشتنشدهای حاوی خاک ماسهای یا شنی با پوشش گیاهی کوتاه
اثفارلغتنامه دهخدااثفار. [ اِ ] (ع مص ) پاردم بر ستور کردن . (زوزنی ). پاردم ساختن برای . پاردم بستن به . پاردُم بر چاروا کردن . || اثفار عنز؛ نزدیک بزادن رسیدن او. || اثفرته بیع
اشفاقلغتنامه دهخدااشفاق . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شَفَق ، بمعنی ناحیه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شفق شود.
اشفاءلغتنامه دهخدااشفاء. [ اِ ] (ع مص ) اشفی علیه اشفاءً؛ مشرف شد بر آن . یقال : اشفی المریض علی الموت ؛ ای اشرف و لایستعمل الا فی الشّر. (منتهی الارب ). اشاف الرجل علی الامر و ا
اشفارلغتنامه دهخدااشفار. [ اَ ] (اِخ ) شهری است در نجد از سرزمین مهرة نزدیک حضرموت در اقصای یمن . (از معجم البلدان ).