ایریدادلغتنامه دهخداایریداد. (ع مص ) (از «ورد») ورد گردیدن اسب و گلگون شدن اسب . اصل آن اوریداداست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گلگون گردیدن اسب یعنی مابین کمیت و اشقر بودن
ایریغارونلغتنامه دهخداایریغارون . (اِ) گیاهی از تیره ٔ مرکبان که جزو گیاهان علفی نواحی معتدل اروپا و آمریکا می باشد. در حدود هفتاد گونه از این گیاه شناخته شده که همگی آنها دارای گلها
ایریقاقلغتنامه دهخداایریقاق . [ ] (ع مص ) (از «ورق ») رنگ گرفتن انگور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کارینالغتنامه دهخداکارینا. (اِخ ) چهارمین مملکت از ممالک تابعه ٔ پارت که بواسطه ٔ ولات اداره میشده اند، بروایت گوت شمید درست معلوم نیست کجا بوده ،باید نهاوند باشد. (از ایران باستا