ایقافلغتنامه دهخداایقاف . (ع مص ) (از «وق ف ») ایستادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). || بازایستادن از کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی
ارقافلغتنامه دهخداارقاف . [ اِ ] (ع مص ) لرزه گرفتن از سرما. (منتهی الأرب ). لرزه گرفتن کسی را. (مجهولاً مستعمل است ).