ایناءلغتنامه دهخداایناء. (ع مص ) (از «ون ی ») سست گردانیدن و مانده کردن . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سست گردانیدن ستور. (تاج المصادر بیهقی ). || (
کایناتلغتنامه دهخداکاینات . [ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاین . کائنات . بودنی ها. موجودات . (یادداشت مؤلف ) : ای بخود مشغول گشته چون نبات چیست نزد تو خبر زین کاینات ؟ ناصرخسرو.بنگر ان
ایناقلغتنامه دهخداایناق . (ع مص ) در شگفت آوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).