ایهاالناسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهای مردم؛ ای مردمان. Δ در مقام آگاه کردن یا دادخواهی به کار میرود.
ایهالغتنامه دهخداایها. [ اَی ْ ی ُ ] (ع حرف ندا) ای . این کلمه را در فصل میان حرف ندا و منادی آورند و در این صورت منادی را هم مرفوع و هم منصوب خوانند. (ناظم الاطباء): فضل گفت ای
ایهاجلغتنامه دهخداایهاج . (ع مص ) آتش افروختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). برافروختن آتش . (تاج المصادر بیهقی ).