ازیریسلغتنامه دهخداازیریس . [ اُ ] (اِخ ) شکل یونانی اسم ازیری که مصریان قدیم بیکی از خدایان عمده ٔ خویش میدادند. وی خدای آفتاب غروب کننده و حامی اموات ، شوهر ایزیس و پدر هُروس بو
اوزیریسلغتنامه دهخدااوزیریس . [ اُ ] (اِخ ) اوسیریس . خدای جهان زیرین . برطبق اسطوره ٔ معروفی وی پسر کب (زمین ) و نوت (آسمان ) شوهر ایسیس و پدر هوروس بود. نام بزرگترین معبودمصریان
کازریسکلغتنامه دهخداکازریسک . [ زِ ] (اِ) نام دانه هایی ریز معروف به مخلصه که در ترکی آن را گیاه نوروزی گویند. (از لسان العجم شعوری ج 2 ص 248).
کازیریلغتنامه دهخداکازیری . (اِخ ) کزیری . خاورشناس اسپانیائی که در کتب و آثار اسلامی اطلاعات بسیار فراهم کرد و فهرست کتابخانه ٔ عربی «اسکوریال » را در مادرید از 1760 تا 1770 تنظی