ازیللغتنامه دهخداازیل . [ اَ ی َ ] (ع ص ) آنکه میان هر دو ران وی دوری بود. (منتهی الارب ). آنکه رانهایش از یکدیگر دور بود. (مهذب الاسماء).
ازیلهلغتنامه دهخداازیله . [ ] (اِخ ) شهری است [ به ناحیت مغرب ] بزرگ و یکی باره دارد سخت استوار و بازپس ترین شهری است که از وی باندلس روند. (حدود العالم ). ظاهراً این صورت تصحیفی
ازیلیلغتنامه دهخداازیلی . [ اَ] (اِخ ) شهری است در مغرب ، اندر بلاد بربر، پس از طنجة در زاویه ٔ خلیجی که بسوی شام کشد و بر آن سوری است متعلق بدماغه ای که در دریا پیش رود. سور مزب
کازیلینوملغتنامه دهخداکازیلینوم . (اِخ ) شهر قدیم کامپانی روبروی «کاپو» در ساحل «ولتورن » . در حوالی این شهر بود که «انیبال » که توسط «فابیوس » محاصره شده بود، گاوها را که از شاخهای
عکازیللغتنامه دهخداعکازیل . [ع َ ] (ع اِ) پنجه ٔ شیر. (از منتهی الارب ). پنجه های شیر، واحد آن عُکزولة است . (از اقرب الموارد). پنجه های شیر. (از تاج العروس ).