واشدنلغتنامه دهخداواشدن .[ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) باز شدن . مفتوح و گشاده شدن . از هم باز شدن : انجبا؛ واشدن عمامه . (زوزنی ). تفکیک از هم . واز شدن . (زوزنی ). || پراکنده شدن . (نا
واشدنفرهنگ انتشارات معین(شُ دَ) (مص ل .) 1 - باز شدن . 2 - شکفته شدن . 3 - پراکنده شدن . 4 - برطرف شدن . 5 - جدا شدن . 6 - بند آمدن . 7 - دست برداشتن .