گاشتنلغتنامه دهخداگاشتن . [ ت َ ] (مص ) متعدی گشتن . ابا کردن . گردانیدن . (برهان ). گرداندن . گشتن : به آوردگه رفت و نیزه بگاشت چولختی بگردید و باره بداشت . دقیقی .ترا پاک یزدان