habitatدیکشنری انگلیسی به فارسیزیستگاه، محل سکونت، بوم، مسکن طبیعی، جای اصلی، منطقه زیست جانور یاگیاهی
زوال زیستگاهhabitat loss, habitat reductionواژههای مصوب فرهنگستاننابودی دائمی یا تدریجی شرایط زیستمحیطی بهطوریکه تداوم حیات یک اندامگان در آن امکانپذیر نباشد
طرح حفاظتی زیستگاهhabitat conservation plan, HCPواژههای مصوب فرهنگستانطرحی که بر مبنای آن بین دولت و بخش خصوصی یا کاربران برای حفاظت از یک گونۀ درمعرضخطر یا تهدید توافق میشود
کیفیت زیستگاهhabitat qualityواژههای مصوب فرهنگستانمرتبۀ کلی یک زیستگاه برحسب ویژگیهای کمّی یا کیفی گیاهان یا جانوران آن متـ . شاخص شایستگی suitability index
گزینش زیستگاهhabitat selectionواژههای مصوب فرهنگستانانتخاب زیستگاهی مشخص از میان سایر زیستگاهها توسط یک اندامگان