لطفعلیخانلغتنامه دهخدالطفعلیخان . [ ل ُ ع َ ] (اِخ ) داغستانی ، متخلص به لطف . عم علیقلیخان و صاحب ثروت و سامان . این بیت او راست :خانه ٔ جانم ز غم کردی خراب خوب کردی خانه ات آباد با
لطفعلیخانلغتنامه دهخدالطفعلیخان . [ ل ُ ع َ ] (اِخ ) زند، پسر جعفرخان بن صادق خان یعنی نواده ٔ برادری کریمخان زند و هشتمین [ و آخرین پادشاه ] از سلاطین زندیه که از 1203 تا 1209 ملک ر
لطفعلیخانلغتنامه دهخدالطفعلیخان . [ ل ُ ع َ ] (اِخ ) فرزند باباعلی بیگ کوسه ٔ احمدلوی افشار. که به امر علیقلیخان برادرزاده ٔ نادرشاه کشته شد. (مجمل التواریخ گلستانه صص 292-293).
لطفعلیخانلغتنامه دهخدالطفعلیخان . [ ل ُ ع َ ] (اِخ ) گرجی . توپچی باشی کریمخان زند. (مجمل التواریخ گلستانه ص 339).
چم لطفعلی خانلغتنامه دهخداچم لطفعلی خان . [ چ َ ل ُ ع َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از قرای کوه کیلویه ٔ فارس میباشد». (از مرآت البلدان ج 4 ص 262).