Guyدیکشنری انگلیسی به فارسیپسر، مرد، شخص، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن
بافۀ مهار 1guy line, guy 1واژههای مصوب فرهنگستانبافۀ ثابتی که به دکل درختی یا مانند آن بسته میشود متـ . کابل مهار