لسنلغتنامه دهخدالسن . [ ل َ ] (ع مص ) به زبان گرفتن چیزی را. (منتهی الارب ). کسی را با زبان گرفتن . (تاج المصادر). به زبان گرفتن کسی را. (منتخب اللغات ). به زبان افراط (؟) کردن
لسنلغتنامه دهخدالسن . [ ل َ س َ ] (اِخ ) نام موضعی به لاریجان .(مازندران و استرآباد رابینو ص 114 بخش انگلیسی ).
لسنلغتنامه دهخدالسن . [ ل َ س َ ] (ع اِمص ) زبان آوری . (منتهی الارب ). فصیح شدن . زبان آور شدن . (تاج المصادر). زبان آوری کردن . مایقع به الافصاح الاَّلهی لاَّذان العارفین عند
لسنلغتنامه دهخدالسن . [ ل َ س ِ ] (ع ص ) زبان آور. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). فصیح . السن . (منتهی الارب ) : هست از جمله ٔ عجائب دهرلسن گنگ و اعمش کحال . (از مقامات حمیدی )
گلسنگفرهنگ انتشارات معین(گُ. سَ) (اِمر.) گیاهی است که از اجتماع قارچ و جلبک بر روی سنگ ها بوجود می آید.
لسنونلغتنامه دهخدالسنون . [ ل ِ ن ِ وَ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در «فینیستر» از ولایت برست به فرانسه ، دارای 4111 تن سکنه .