بهینانباریgood storage practice, GSPواژههای مصوب فرهنگستاندستورالعملهای مربوط به نگهداری و حملونقل و توزیع مناسب داروها و مواد غذایی
سَوانگاری گاز ـ جامدgas-solid chromatography, GSCواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سوانگاری که در آن از یک فاز متحرک گاز و یک فاز ثابت برجذبندۀ اصلاحنشده استفاده میشود
لسلغتنامه دهخدالس . [ ل َس س ] (ع مص ) خوردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر) (زوزنی ). || لیسیدن . || به پتقوز برکردن ستور گیاه را. (منتهی الارب ). نتفته بمقدم فمها فی عبارة اخ
لسلغتنامه دهخدالس . [ ل ِ ] (اِخ ) نام رودخانه ای به بلژیک که به رود موز ریزد و 84 هزار گز درازا دارد.
جلسلغتنامه دهخداجلس . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) زمین درشت . || شهد سطبر. (منتهی الارب ). عسل غلیظ. (اقرب الموارد). || شتر فربه استوار. || درخت سطبر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جلسلغتنامه دهخداجلس . [ ج َ ] (ع مص ) رفتن به نجد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ): ان کنت تارک ما امرتک فاجلس ؛ بمعنی این که اگر آنچه را که بدان فرمان میدهم ترک کنی برو به نج
جلسلغتنامه دهخداجلس . [ ج ِ ] (ع ص ، اِ) همنشین . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جلیس شود. || مرد گنگلاج . (منتهی الارب ).
کلسلغتنامه دهخداکلس . [ ک َ ل َ ] (اِ) در هندی قبه را گویند که بر گنبد عماری و بروج و مساجد و کنگره های عمارات نصب کنند. (غیاث ).
سامانۀ جهانی ارتباطات سیارglobal system for mobile communications, GSM communications/ GSM communicationواژههای مصوب فرهنگستانفنّاوری رایج سامانۀ تلفن همراه رقمی در اروپا متـ . ساجاس (s)GSM communication