توزیع فراوانی گروهبندیشدهgrouped frequency distributionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی توزیع فراوانی که بهجای امتیاز انفرادی، فراوانیهای بازهای ردهای را فهرست میکند
دادههای گروهبندیشدهgrouped dataواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از دادهها که براساس کاربرد و کارکردشان دستهبندی شده باشد
نق نقودیکشنری فارسی به انگلیسیcarper, crabby, crybaby, fractious, fretful, grouser, grumbler, hypercritical, nag, nagger, niggler, scold, whiny