شبکه 1gridواژههای مصوب فرهنگستانالکترودی در لامپهای خلأ که عبور الکترونها را از کاتد به آند تنظیم میکند
اَبرنمای شبکهایgrid nephoscopeواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اَبرنمای دیدمستقیم شامل شبکهای میلهای که بهصورت افقی در انتهای محوری قائم و چرخشپذیر نصب شده است
انحراف مغناطیسی شبکهgrid magnetic angle, grivation, grid variationواژههای مصوب فرهنگستانزاویۀ بین شمال شبکه و شمال مغناطیسی در جهت عقربههای ساعت
باقیماندة شبکهgrid residualواژههای مصوب فرهنگستانشبکهای که پس از برداشتن مؤلفة منطقهای با طولموج بلند، از شبکة نخست به دست میآید
پیشبینی نقطۀ شبکهgrid point forecastواژههای مصوب فرهنگستاندادههای پیشبینیشدۀ رایانهای برای نقاط منظم شبکهای یک نقشه
شبکهبندیgrid layout, grid method, box system, grid planning, grid systemواژههای مصوب فرهنگستانتقسیم یک محوطۀ باستانی به شبکهای از مربعات برای ثبت آسانتر پدیدارها و اشیا در هنگام کاوش متـ . شبکهبندی محوطه site grid
کاوش شبکهایgrid system excavationواژههای مصوب فرهنگستانروشی در کاوش که در آن مربعهایی به اندازههای منظم و یکسان بر روی محوطه ایجاد میکنند و آنها را غالباً با بازوهایی که بینشان قرار دارد از یکدیگر جدا میسازند مت