جولخیلغتنامه دهخداجولخی . [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به جولخ . قلندر شال پوش را گویند. (برهان ). پشمینه پوش . رجوع به جولقی شود.
لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َ خا ] (ع اِ) (به مدّ نیز آید یعنی لخاء) دارودان که بدان دارو در بینی ریزند. یا نوعی از پوست ستور دریایی که بدان دارو در بینی ریزند. || (ص ) شرم آبناک
لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َخ ْی ْ ] (ع مص ) مال کسی را دادن . || دارو در بینی یا در گلوی کسی ریختن . (منتهی الارب ).