لدهلغتنامه دهخدالده . [ ل ُدْ دَ ] (اِخ ) همان لُدّ حالیه است . شهر معروفی که در دشت شارون به مسافت سفر سه ساعت به جنوب شرقی یافا بر راه اورشلیم واقع بود که رومانیان مکرراً سوز
کلدهلغتنامه دهخداکلده . [ ک َ دَ ] (اِخ ) کلدة نام شخصی بوده است . (برهان ). از اعلام است . نام شخصی . (ناظم الاطباء).
کلدهلغتنامه دهخداکلده . [ ک َ دَ / دِ ] (اِخ ) نام ناحیتی است که بین سواحل دو شط بزرگ دجله و فرات قرار دارد. در حدود چهارهزار سال پیش از میلاد مسیح ، در این ناحیه تمدنی درخشان ب
کلدهلغتنامه دهخداکلده . [ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان فومن است و 1165 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
کلدهلغتنامه دهخداکلده .[ ک َ دَ ] (از ع ، اِ) زمین سخت و درشت را گویند. (برهان ) (آنندراج ). عربی است . (حاشیه برهان چ معین ).