لننلغتنامه دهخدالنن . [ ل ِ ن َ ] (اِخ ) نام سه برادر نقاش فرانسوی ، مولد به لان : آنتوان (1588-1648 م .)، لوئی (1593-1648 م .) و ماتیو (1607-1677 م .).
لنجونلغتنامه دهخدالنجون . [ ل َ ] (معرب ، اِ) و من وراءالملک (ملک الصین ) رجل ٌ قائم یدعی لنجون اذا زل ّ الملک فی شی ٔ مما یأمر به و اخطاء ردّه . (اخبار الصین و الهند ص 17).
لنگنلغتنامه دهخدالنگن . [ ل َ گ َ ] (اِ) لنکن . (برهان ). مصحف لنگهن . (حاشیه ٔ برهان ). گرسنگی و فاقه و روزه باشد که هندوان موافق آئین و کیش و ملت خود بجای آورند. (آنندراج ). ل
ذَا ﭐلنُّونِفرهنگ واژگان قرآنلقب حضرت يونس علي نبينا و عليه السلام (کلمه نون به معناي ماهي است و ذا النون يعني صاحب ماهي ، يونس پيغمبر فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان