لنالغتنامه دهخدالنا. [ ل ِ ] (اِخ ) نام شطی به سیبری که از یا کوتسک گذرد و به اقیانوس منجمد شمالی ریزد و 4599 هزار گز درازا دارد.
گلناکلغتنامه دهخداگلناک . [ گ ِ ] (ص مرکب ) کدر و گِل آلوده و پر از گِل . (ناظم الاطباء): رَدِغ ؛ جای گلناک . وَثیخة؛ زمین گلناک . مکان طان ؛ جای گلناک . ارض متظرمطة؛ زمین سخت گل
گلناکلغتنامه دهخداگلناک . [ گ ِ / گ ُ ] (اِ) حصار قلعه . (برهان ). بازوی دژ یعنی قلعه و بازوی دژ تصحیف خوانی شده است و در لغت کشف اللغات گلشانک به معنی بازوی درآمده . (آنندراج ).
گلناکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گلآلود؛ پرگل: ◻︎ در خلایق روحهای پاک هست / روحهای تیرۀ گلناک هست (مولوی: ۶۳۸).۲. تیره.
گلناآبادلغتنامه دهخداگلناآباد. [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در 90000 گزی خاور سعیدآباد، سر راه مالرو گوغر به تکیه . دارای 25 تن سکنه است