60 مدخل
jeer, joke, mock, ridicule
لاغیدن . [ دَ ] (مص ) هزل و ظرافت کردن . (آنندراج ). رجوع به لاغ و لاغ کردن شود.
(دَ) (مص ل .)شوخی کردن ، مسخرگی کردن .
josh
خاراندن.
خاراندن، خاراندن، خارش کردن،خراشیدن:کچل کچل کلاچه.
عشقبازی، لاسزدن، ملاعبه
extract