لاخلغتنامه دهخدالاخ . (پسوند) از ادات محل که به آخر کلماتی چون نمکلاخ ؛ دیولاخ ؛ سنگلاخ ؛ اهرمن لاخ ؛ رودلاخ ؛ آتش لاخ ؛ هندولاخ ؛ کلوخ لاخ و غیره بپیوندد. جای . معدن . صاحب بر
لاخلغتنامه دهخدالاخ . (ع ص ) کج دهن (مشتقة من الالخی و بتثلیث الخاء) روی حدیث ابن عباس فی قصة اسماعیل و هاجر علیهما السلام و الوادی یومئذ لاخ . (منتهی الارب ).
لاخلغتنامه دهخدالاخ . [ لاخ خ ] (ع ) وادِ لاخ ٌ (وادِلاح ). وادی درهم پیچیده ٔ تنگ جایها. (منتهی الارب ).
جلاخلغتنامه دهخداجلاخ . [ ج ُ] (ع ص ) (سیل ...) آنکه وادی را پر کند و همه چیز را ببرد. (منتهی الارب ). سیل کثیر. (از اقرب الموارد).سیلاب سخت . (مهذب الاسماء). رجوع به ماده ٔ قبل