لانیلغتنامه دهخدالانی . [ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب به لان . بطنی از فزاره و او لانی بن عصم بن شمخ بن فزاره است . (الانساب سمعانی ورق 595).
لانیلغتنامه دهخدالانی . (ص نسبی ) منسوب به لان ، نام کوهی از مضافات آذربایجان و تریاک لانی منسوب به آن است . (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به لان شود.
لانیلغتنامه دهخدالانی . [ لان ْی ْ نْی ْ ] (اِخ ) آلکساندر گردُن . سیاح و مسافر انگلیسی به افریقا. مولد ادمبورگ . (1794-1826 م .).
لانیواژهنامه آزادلانی در زبان هاوایی به معنی "بهشت"، و در برخی موارد، "آسمان" است. کلمه از زبان نیا-اهل جزایر پلینزی رانی مشتق شده است.
جلانیلغتنامه دهخداجلانی . [ ج ِ ] (اِخ ) نابی بن نضلةبن جندل بن مرة عنزی از شریفان است . (از لباب الانساب ).
جلانیلغتنامه دهخداجلانی . [ج ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به جلان بن عتیک بن اسلم بن یذکربن غنزةبن اسدبن ربیعةبن نزار. (از لباب الانساب ).
جولانیلغتنامه دهخداجولانی . [ ج َ نی ی ] (ع ص ) عام منفعت : رجل جولانی ؛ مرد عام منفعت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بسیار گرد و غبار: یوم جولانی . یوم جولان َ، و این ممنوع