لایعنیلغتنامه دهخدالایعنی . [ی َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) مشغول نمی کند. مهم نمی آید. - مالایعنی ؛ آنچه مشغول نمی کند. آنچه مهم نمی آید. || (ص مرکب ) بی معنی . بیهوده . پوچ : اِبْعاط،
لاعنیهلغتنامه دهخدالاعنیه . [ ع ِ نی ی َ ] (اِخ ) از فِرق غلاة که عثمان و طلحه و زبیر و معاویه و ابوموسی اشعری و عائشه را لعن میکردند. رجوع به الخطط ج 4 ص 177 و تلبیس ابلیس ص 24 ش
لایبنیتسلغتنامه دهخدالایبنیتس . (اِخ ) فیلسوف و دانشمند نامی آلمان . مولد وی لیپزیک (1646-1716 م .).
لاینیلغتنامه دهخدالاینی . [ ی ِ ] (اِ) جامه ٔ کوتاهی را گویند که درویشان و فقیران پوشند. (برهان ). جامه ٔ کوتاه تهی دستان . جامه ٔ پشمی خواه درویشان پوشند خواه غیر ایشان . (برهان