لایلغتنامه دهخدالای . (اِ) گل نرم که از آب گل آلود برجایی نشیند. گل نرم که در آب گل آلود ته نشین شود یا به دیوار و اطراف بندد. گل بسیار نرم که پس از گذشتن سیل و مانند آن برجای
لایلغتنامه دهخدالای . (اِخ ) نام محلی به هزارجریب مازندران . (مازندران و استراباد رابینو ص 124 بخش انگلیسی ).
لایلغتنامه دهخدالای . (فعل امر، نف ) امر از لاییدن ، گفتن . گفتار و کلام . (غیاث ). گفتن همچو هرزه لای یعنی هرزه گوی و می لاید یعنی میگوید و به معنی هرزه گوینده نیز گویند و امر
لایؤبیلغتنامه دهخدالایؤبی . [ ی ُءْ با] (ع ص مرکب ) (از: لا + یؤبی ) بحر لایؤبی ، فلان بحری لایؤبی است ؛ یعنی هرگز منقطع نشود و به آخر نرسد بلکه نفع او همیشگی باشد. و همچنین ا
لایى لایى وُرداشتنگویش بختیاریمداواى گلودرد بدون استفاده از دارو (هنگام تورم گلو و احساس درد شخص باتجربهاى گوش بیمار را خوب مالش مىدهد و ناگهان مىکشد. اگر گوش صداى خفیفى دهد بدان معنى است که