لیمرواژهنامه آزادلیمر (Leymer). فارسی بوشهری. باد یا توفان لیمر یکی از توفان های موسمی خلیج فارس که هر سال در اوایل فصل بارندگی و میانۀ پاییز وزیدن می گیرد و اغلب با بارش و خسار
لیمرالغتنامه دهخدالیمرا. [ م ِ ] (اِخ ) نام جبالی در جنوب گلیجان تنکابن قرب گرد کوه به مازندران . (از سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص 20).
لیمریکلغتنامه دهخدالیمریک . [ م ِ ] (اِخ ) نام شهری از ناحیه ٔ ایرلند آزاد (منستر) بندری کنار رودشانن . دارای چهل هزار تن سکنه و آن کرسی ناحیتی است به همین نام که 140000 تن سکنه د
ژلیمرلغتنامه دهخداژلیمر. [ ژِ م ِ ](اِخ ) نام آخرین پادشاه واندالهای آفریقا. وی پس ازدو سال سلطنت به دست بِلیزر در 534 م . مغلوب گشت .
لیمورلغتنامه دهخدالیمور. (اِخ ) نام کرسی کانتون سِن - اِ - اوآز از آرندیسمان رامبویه به فرانسه . دارای راه آهن و 1540 تن سکنه .