لیتالغتنامه دهخدالیتا. (اِخ ) ده کوچکی از بخش افجه ٔ شهرستان تهران . دارای 42 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).
گلیتافرهنگ نامها(تلفظ: goli tā) (گلی + تا = مثل و مانند) ، همتای گلی ، مثل گلی ، به رنگ سرخ ، به گونهی گل (گلی) ؛ (به مجاز) زیبا رو و لطیف .
کلیتانلغتنامه دهخداکلیتان . [ ک ُ ی َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ کلیة. (از منتهی الارب ).به صیغه ٔ تثنیه ، هر دو گرده . (ناظم الاطباء). کلیتین . و رجوع به کلیتین شود. || آنچه از چپ و راست پ
ترانس لیتانیلغتنامه دهخداترانس لیتانی . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) نامی است که در دوران امپراتوری «اتریش - هنگری » به هنگری اطلاق می گردیدو اتریش را سیسلیتانی می نامیدند. لیتا رودی است که در