لیلالغتنامه دهخدالیلا. [ ل َ ] (اِخ ) بنت مسروق و همسر امیرالمؤمنین علی علیه السلام که ابوبکر و عبداﷲ از بطن ویند. (مجمل التواریخ و القصص ص 455). رجوع به لیلی بنت مسعود شود.
لیلاواژهنامه آزاددل تاریکی شب، هنگامی که ماه در آسمان نیست. دختر مسروق -همسر امیرالمومنین حضرت علی (ع) دختری که در شب متولد شده است بلند همچون شب
لیلاجلغتنامه دهخدالیلاج . [ ل َ ] (اِخ ) لجلاج . مقامری مَثلی . مصحف لجلاج . بنابر مشهور نام واضع شطرنج و صحیح واضع نرد. (آنندراج ) : همچو فرزین کجرو است و رخ سیه بر نطع شاه آنکه
ولیلالغتنامه دهخداولیلا. [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کسلیان بخش سوادکوه شهرستان قائم شهر. سکنه ٔ آن 130 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
لیلاجواژهنامه آزادلیلاج نام تخته ای است که در زمان قدیم بر روی آن قمار می کردند و هر که را در این کار خبره بود می گفتند لیلاج است. امروزه برای نشان دادن حرفه ای بودن و خبره بودن