لذلکلغتنامه دهخدالذلک . [ ل ِ ذا ل ِ ] (ع ق مرکب ) (از: «ل » به معنی برای + «ذلک » به معنی این ) برای این . لهذا. از اینرو .
لذلاذلغتنامه دهخدالذلاذ. [ ل َ ] (ع ص ) شتاب رو و چست و سبک در کار خود. || (اِ) گرگ . (منتهی الارب ). ذئب . (اقرب الموارد).