gaggedدیکشنری انگلیسی به فارسیعقب افتاده، محدود کردن، دهان بند بستن، پوزهبند بستن، مانع فراهم کردن برای
چَفتۀ پیشتراشgauged archواژههای مصوب فرهنگستانچَفتهای که با قطعات پیشساختۀ سهگوش در اندازههای دقیق و با شکلهای مختلف ساخته میشود