برضلغتنامه دهخدابرض . [ ب َ ] (ع ص ) اندک . خلاف غمر، یقال ماء برض ؛ ای قلیل . آب سخت اندک . (مهذب الاسماء). ج ، براض ، بُروض ، أبراض . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب المو
برضلغتنامه دهخدابرض . [ ب َ ] (ع مص ) از مال خود به کسی اندک دادن او را. (منتهی الارب ). دادن اندک . (تاج المصادر بیهقی ). اندک دادن . (آنندراج ) (مصادر زوزنی ). اندک اندک دادن
برضةلغتنامه دهخدابرضة. [ ب ُ ض َ ] (ع اِ) سرزمینی که درخت نرویاند و گرفته باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).