بریللغتنامه دهخدابریل . [ بْری / ب ِ ] (فرانسوی ، اِ) سیلیکات بسیار سخت بریلیوم و آلومینیوم که میتوان آنرا زمرد نارس نامید. بهادارترین نوع آن زمرد است . (دایرة المعارف فارسی ).
بریلفرهنگ انتشارات معین(بِ رِ) [ انگ . ] ( اِ.) خط ویژة نابینایان که حروف آن به صورت نقطه های برجسته است (برگرفته از نام لویی بریل موسیقی دان و معلم فرانسوی ).
بریلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسلیکات بریلیوم طبیعی با رنگهای گوناگون که بعضی از انواع آن در جواهرسازی به کار میرود.
جبریللغتنامه دهخداجبریل . [ ] (اِخ ) ابن الاوانی الاربلی ملقب بشجاع . معاصر ابن خلکان است . وی مغنی و از مردم اربل بوده و در اواخر مائه ٔ ششم و اوایل مائه ٔ هفتم میزیسته است . (ت
جبریللغتنامه دهخداجبریل . [ ] (اِخ ) ابن حسن بن عثمان بن محمودبن عثمان الکنجاوی . وی کتاب «مقدمه » ابی للیث را شرح کرده و آنرا «کتاب التقدمة فی شرح المقدمة» نامیده است . (کشف الظ
جبریللغتنامه دهخداجبریل . [ ج َ ] (اِ) لغتی است در جبرئیل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به جبرئیل شود.