42 مدخل
کامل
fulldo
کشیده شده، انداختن، قطع کردن، بریدن و انداختن، بزمین زدن
فولرین
تیزل پررنگ
پر شده، توپر
fugled، پیشرو شدن، پیشاهنگ شدن
fuller's earth
fuller, launderer, laundryman, washer