بسماطلغتنامه دهخدابسماط. [ ] (معرب ، اِ) خبز رومی . کمک بقسمات . (یادداشت مؤلف ). بسکمات . بسکماج . نان سوخاری . بیسکویت . متداول امروز عراق باسماق ، مأخوذ از ترکی .
بقسماتلغتنامه دهخدابقسمات . [ ب َ س َ ] (معرب ، اِ) معرب بکسمات فارسی است . (یادداشت مؤلف ). خبز رومی . کعک . بقسماط . بشماط. بقسمات .(دزی ج 1 ص 103). رجوع به بکسمات و برهان قاطع
بقسمارلغتنامه دهخدابقسمار. [ ] (ع اِ) نوعی ماهی بنقل یاقوت ، و بنا بنقل قزوینی بقشمار. (دزی ج 1 ص 103).