foundationsدیکشنری انگلیسی به فارسیپایه ها، بنیاد، پایه، اساس، شالوده، بنیان، پی، تاسیس، مبنا، پی ریزی، تشکیل، بنگاه، موسسهخیریه، پا
بذر مادرfoundation seedواژههای مصوب فرهنگستاننُتاج بذر بهین که برای حفظ خصوصیات شناسنامهای و خلوص ژنی خاص به کار میرود