70 مدخل
فاستر، پرورش دادن، پروردن، غذا دادن، شیر دادن
خانه دار شدن
والدین فرزند
پدر فرزند
پرستار پرستار
فرزند پرورش دهنده
foster
foster, generalize, promote, promulgate
foster child
foster mother
fosterlings، بچه سر راهی، فرزند رضاعی، فرزند خوانده