40 مدخل
فریب دادن، دست انداختن، گول زدن، خرفت کردن
ریزش، رسوب، درده
فویل کردن، خنثی کردن، فلز را ورقه کردن، بی اثر کردن، دفع کردن
پایه، وضع، جای پا، پایه ستون
قطعه ای پرنده ای، تفنگ شکاری تفنگ ساچمهای
پایه ها، وضع، جای پا، پایه ستون
footling, jerkwater, pipsqueak, potty
footling
fowling piece, shotgun