مسمومیت غذاییfood poisoningواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری که براثر خوردن غذاهای آلوده به سموم و عوامل حساسیتزا و زهرابههای حاصل از ریزاندامگانها ایجاد میشود
foodدیکشنری انگلیسی به فارسیغذا، خوراکی، خوراک، طعام، خواربار، خوردنی، اغذیه، توشه، طعمه، خورد، خورش، قوت، اذوقه، خوان